تاتی تاتی بر لبه دو زبانگی (بخش ۱)

تاتی تاتی بر لبه دو زبانگی بخش ۱


چرا دوزبانگی بهتر از تک زبانگی است؟

 دوزبانگی چگونه می تواند به نفع فرزندان شما باشد؟

دوزبانگی می‌تواند مزایای انکار ناپذیری در زندگی در پی داشته باشد. واضح است که داشتن دانش پیشرفته در زبان منافع ذهنی خاصی را برای کودکان در پی خواهد داشت .

مزایایی همچون افزایش خلاقیت و انعطاف پذیری، بهبود نمرات امتحانی، کسب مهارت های بیشتر در خواندن و نوشتن و همچنین مزایای اجتماعی مانند درک بین فرهنگی بیشتر، تطبیق پذیری و رقابت پذیری هرچه بیشتر در بازار کار در آینده، زبان با کیستی و چگونگی ارتباط ما با دیگران درهم آمیخته و بسیاری از والدین می دانند .

دانستن دو زبان یا بیشتر نه تنها باعث افزایش اعتماد به نفس و رشد شخصیت فرزندانشان شده بلکه باعث می شود که به داشتن چنین فرزندانی مباهات کنند.

 دانستن دو زبان برای  کودکان یک مزیت زبانی است.

دانستن بیش از یک زبان ما را به نوعی هوشمند تر می سازد. دو زبانه ها نسبت به افراد تک زبانه در انواع بسیاری از آزمون های مختلف عملکرد بهتری دارند.

دو زبانه ها (افراد دارای دوزبانگی) در کدام حوزه ها برتری دارند؟

به نظر می رسد افرادی که از دانش پیشرفته در بیش از یک زبان برخوردارند خلاق تر هستند. دو زبانه ها از لحاظ ذهنی انعطاف پذیر تر می باشند که این خصوصیات در دنیای امروز منجر به موفقیت در درس وزندگی می شود.

دو زبانه ها در درک مسائل مهم در زمینه چگونگی عملکرد زبان نسبت به تک زبانه ها مهارت و تبحر بیشتری دارند. همچنین در آزمونهای دارای گزینه های انحرافی بهتر از تک زبانه ها عمل می نمایند و بهتر می توانند توجه خود را از برخی جزئیات نامرتبط یا گمراه کننده دور کرده و بر کارهای نیازمند دقت تمرکز نمایند.

افراد دو زبانه بهتر از تک زبانه ها بر موارد دستور زبان پیش روی خود تمرکز می‌کنند. هرچند این مزایا مهم هستند اما نباید بر والدین مشتبه شود که دوزبانگی بر تمامی جنبه های شناختی کودک تاثیر می گذارد همچنین این یافته ها در مورد مزایای دوزبانگی عموماً شامل کودکانی می شوندکه در دو زبان مهارت پیشرفته‌ای دارند.عواملی مانند دسترسی به کتاب ها یا دیگر مطالب آموزشی نیز در این میان نقش مهمی ایفا می کنند کتاب ها و رسانه های چاپی آگاهی فرازبانی را بالا میبرند.

مزایای فکری دوزبانگی در کودکان دو زبانه این ارزش را دارد که آموختن هرچه زود هنگام زبان دوم را به منزله یک سرمایه گذاری خوب برای فرزندان در نظر گرفت.

آموزش زبان دوم درک میان فرهنگی را ارتقا می بخشد.

وقتی کودک زبان را تحت عنوان زبان دوم یاد میگیرد نسبت به افراد متکلم ان زبان نگرش مثبت تری نشان می دهد و برنامه های آموزش زبان دوم تاثیرات مثبتی بر رفتار و نگرش میان فرهنگی خواهد داشت و این کودکان در برنامه های زبان آموزی مدارس و خارج از مدرسه باکودکانی با زبان و فرهنگ متفاوت دوست می شوند.

و در مورد اعضای گروه متقابل تفکرات قالبی منفی کمتری نشان می‌دهند که در کل دوران عمر کودک پابرجا باقی خواهد ماند و با افزایش چند فرهنگی در جامعه جهانی درک و حساسیت بیشتر میان فرهنگی، مهارتی بسیار مهم برای کودکان محسوب شده که میتوان از طریق زبان بدان دست یافت.

پرورش فرزندان به عنوان فردی دوزبانه نه‌تنها بر موفقیت فردی و شادمانی وی بلکه بر جنبه‌های اجتماعی وی تاثیر بسزایی دارد. آموزش زبان دوم کودک را به شیوه هایی نه چندان بدیهی با فرهنگ ثانویه آشنا می سازد.

محققین استدلال کرده اند که فرهنگ و زبان دو موضوع غیر قابل تفکیک هستند  برخی ادعا دارند که زبانی را که به آن تکلم می کنیم بر تفکرات ما تاثیرفراوانی می‌گذارد. کودکانه دو زبانه این مفهوم را درک خواهند کرد که هیچ دیدگاهی نسبت به دیددیگردیدگاههابدتریا

بهتر نیست بلکه تنها متفاوت‌تر است. زبان بر حوزه های متفاوت تاثیر بسزایی دارد. دانستن بیش از یک زبان دامنه گسترده ای از آگاهی و مهارت را به فرد می دهد.

دانستن بیش از یک زبان باعث غنای زندگی خانوادگی، فرهنگی، و ارتباطی می شود.

دوزبانگی در حفظ ارتباطات خانوادگی و سنن فرهنگی نقش به سزایی ایفا می کند.

شناخت زبان میراثی برای مشارکت در بسیاری از جشن های فرهنگی محلی و فعالیتهای اجتماعی لازم است. هم چنین والدینی هم وجود دارند که دانستن زبان میراثی را مایه افتخارو اعتماد به نفس فرزند خود می‌دانند.

کودکانی که با هویت و اصل خود رابطه خوبی دارند در مدرسه و در کل زندگی عملکرد بهتری دارند دانستن زبان میراثی می تواند بخش مهمی از هویت فرد باشد.

زبان میراثی زبان نسل های پیشین خانواده است که شاید این زبان هنوز هم در منازل و یا در خاطرات ما که چگونه پدر بزرگ یا مادربزرگها بدان زبان سخن می گفتند وجود داشته باشد.

دوزبانگی مزایای حرفه ای و آموزشی در پی دارد.

دانستن بیش از یک زبان به دستاوردهای آموزشی و حرفه‌ای بهتری نسبت به گذشته منجر می شود.

چرا باید فرزندان خود را از همان آغاز برای چنین کاری آماده کنیم؟

گرایش به سمت دوزبانگی در تمامی انواع مدارس قابل توجه است که این میزان در سالهای اخیر رشدی بی سابقه داشته فرزندان ما در دنیایی که روز به روز جهانی تر می شود به یادگیری هرچه زودتر زبان دوم و در سطحی بسیار بالاتر از انچه بیست سال پیش تصور می کردیم نیاز دارند.

با توجه به این نیاز بسیار منطقی است که در همان آغاز دوران کودکی فرزندان خود را با این مزیت آموزشی و حرفه ای آشنا سازیم. در اکثر نقاط جهان مهارت های زبانی در موفقیت تجاری امری حیاتی است.

افسانه ها و تصورات غلط در مورد یادگیری زبان دوم :

  •  تنها والدین دو زبانه می توانند فرزندان دو زبانه پرورش دهند.
  • دیگر برای این کار دیر است و باید خیلی زودتر از اینها برای یادگیری زبان دوم اقدام شود وگرنه فرصت از دست می رود.
  • تنهاآموزگاران و افرادی که زبان مورد نظر زبان مادری شان است می‌توانند به کودکان زبان دوم را آموزش دهند.
  • کودکانی که در خانواده یکسان بزرگ میشوند از مهارت های زبان آموزی مشابه برخوردارند.
  • آموزش دو زبان در ان واحد می‌تواند باعث تاخیر در صحبت کردن شود.
  • موختن زبان ها می تواند نشانه ای از سردرگمی باشد و زبان باید جداگانه آموزش داده شود.
  • تلویزیون واسباب بازی ودیگر تجهیزات روش های عالی برای سرعت بخشیدن به روند یادگیری زبان هستند.
  • بیشترین تعداد زبانی که میتوان به طور همزمان به کودک آموخت دو زبان است.

افسانه ها و تصورات غلط در مورد یادگیری زبان دوم «ادامه» :

والدین دو زبانه قطعاً همگی فرزندان دو زبانه پرورش نمی‌دهند. چون در این صورت باید صدها هزار شهروند آمریکایی داشته باشیم که همگی قادر به صحبت کردن دو زبان باشد.

حقیقت این است که پرورش فرزندان دو زبانه نیازمند برنامه ریزی، تلاش و فداکاری است. دوزبانگی به نحو روز افزون تبدیل به یک دارایی ارزشمند شده است. در نتیجه در حال حاضر منابع آموزشی متعدد بیش از گذشته وجود دارند از کلاس‌های آموزشی گرفته تا سرگرمی های آموزشی.

والدین باید در میان انبوهی از برنامه ها، فعالیت ها و مطالب آموزشی دست به انتخابی بخردانه بزنند. داشتن اصول علمی صحیح هر پدر و مادری می‌تواند فرزندی را پرورش دهد که بتوانند به بیش از یک زبان آشنایی داشته باشد حتی اگر والدین خود تک زبانه باشند.

درست است که سن به وضوح در یادگیری زبان دوم نقش دارد اما اینکه بهترین زمان یادگیری زبان دوم زمانی است که هنوز بسیار جوان هستید یک حقیقت محض نیست .

اصل این قضیه مبتنی بر این است که یادگیری زبان دوم باید در خردسالی و قطعاً قبل از رسیدن به سن بلوغ رخ دهد تا کودک بتواند متکلمی موفق شود اما این تصور قانونی ،صریح و قطعی نیست زیرا بسیاری از کودکان بزرگ ترو برخی از بزرگسالان توانسته‌اند با آموختن زبان دوم بعد از سن بلوغ به مهارت بالایی در این امر دست یابند در حقیقت شرایط مناسب باعث می‌شود تا کودکان بزرگتر و حتی بزرگسالان به خوبی زبان دوم را یاد بگیرند.

افسانه ها و تصورات غلط در مورد یادگیری زبان دوم «ادامه» :

از این رو عواملی همچون سطح انگیزه و اشتیاق و همچنین میزان و شیوه قرار گرفتن در معرض زبان دوم در کودکان و بزرگسالان امری حیاتی است. ماهیت سرشت کودک وی را قادر می سازد تا در یادگیری زبان دوم عمیقاً متمرکز شده وسعی نماید تا در اسرع وقت انواع جدید زبان را امتحان کند و پیشرفت سریعی نیز دارد.

وقتی به این موضوع که یادگیری زبان در خردسالی بهتر است فکر می‌کنیم بهتر است سرعت یادگیری و سطح موفقیت غایی را از هم تفکیک کنیم از جنبه سرعت بزرگسالان و کودکان بزرگتر در بدو امر اغلب در یادگیری برخی جنبه های زبان دوم سریعتر عمل می کنند .

از جمله دستور زبان پیچیده. کودکان خردسال اغلب در تسلط به زبان دوم به سطح بالاتری دست می یابند اما کودکان بزرگتر و بزرگسالان در محیط مناسب می‌توانند در دستور زبان دوم به تسلط بیشتری دست یابد.

بزرگسالان و دیگر متکلمین به زبان های دوم نقش بسیار مهمی در یادگیری زبان کودک دارند اما در این مورد که کودکان تنها زمانی زبان می آموزند که بهترین داده های زبانی را در اختیار داشته باشند اشتباه می باشد.

یکی از جالب ترین نکات در یادگیری زبان اول کودک این است که این پدیده با وجود کمبود شیوه تکلم کامل و بی عیب همچنان به طور طبیعی و صحیح در کودکان رخ می دهد.

 

تنها عامل حیاتی واقعی تعامل سرشار، پویا و معنادار با متکلمین بدان زبان است.

داشتن توانایی های زبانی یکسان در خواهر و برادران بسیار نادر است این امر به دو دلیل می تواند باشد:

  • اول اینکه همانطور که هر پدر و مادری که بیش از یک بچه دارد به شما خواهد گفت تفاوت های ذاتی بین خواهر و برادرها وجود دارد.
  • دومین دلیل این که حتی دو کودک از یک خانواده ممکن است تجارب متفاوتی در یادگیری زبان داشته باشند بنابراین بهتر است به خاطر داشته باشیم که به هزاران دلیل کودکانی که در یک خانه و خانواده بزرگ می شوند ممکن است مهارتهای زبانی بسیار متفاوتی را کسب نمایند.

والدین به طور غریزی می دانند که می‌توانند و نباید تمامی اشتباهات فرزندان خود را تصحیح کنند زیرا ممکن است اعتماد به نفس فرزندشان خدشه دارشود یا دیگر انگیزه‌ای برای حرف زدن نداشته باشند هم والدین و هم کودکان به طور غریزی از این موضوع آگاهی دارند که باید بیشتر بر ارتباطات و درک یکدیگر تمرکز نمایند و نه بر درستی دستور زبان.

باید با اشتباهات محتاطانه برخورد کرد و اغلب آنها را نادیده گرفت زیرا در یادگیری زبان اول و دوم ارتباطات و ارزش‌های آنها ازجایگاه ويژه ای برخوردار است.

 

یکی از رایج ترین تصورات غلط در یادگیری زودهنگام زبان تاخیر در صحبت کردن است  چرا چنین عقیده ای رایج است ؟

شاید دلیل آن تفاوت در سن زبان باز کردن کودک است. در کودکان یک و دو ساله احتمال اینکه کودکی دیرتر به سخن آید یا کودکانی که تنها عبارت تک واژه ای یا دو واژه ای را تولید می‌کنند و هنوز هم برای بیان نیازهایشان اشاره می کنند و غر می زنند زیاد است که متاسفانه اگر کودکی در این میان در حال یادگیری دو زبان به طور همزمان باشد این زبان دوم است که آماج طعنه و سرزنش قرار می گیرد. بنابراین یادگیری دو زبان به طور همزمان دلیل تاخیر در گفتار نیست.

والدین بسیاری نگران سر درگمی فرزندشان در حین یادگیری دو زبان هستند دلیل آن این است که فرزندان کوچکشان ممکن است از وجود دو محیط زبانی متفاوت آگاه نبوده و یا قادر به درک این موضوع نباشند که دو واژه متفاوت می‌تواند مفهومی یکسان داشته باشد بنابراین اغلب کودکان در دوره‌ای از روند آموزش خود دو زبانی را که می شنوند با یکدیگر ادغام می کنندو این امر عادی است.

دوزبانگی خوب است  اما سه زبانگی چطور؟

بسیاری از والدین در مورد یادگیری زبان نگرانی‌هایی دارند سردرگمی زبانی، تاخیر در حرف زدن و یا آمیختن زبان ها. این نگرانی‌ها در صورتی که پای ۳ زبان به میان آید بیشتر خواهد شد. درهرحال والدینی که به سمت ۳ زبانگی گرایش دارند باید دقت لازم را داشته باشند که آیا فرزندشان از فرصت های کافی و منظم برای داشتن تعامل غنی و معنادار با هر یک از زبان ها برخوردار هست یا خیر؟ به عبارتی کودک به کیفیت غنی و کمیت عمیق در یادگیری زبان نیاز دارد. همچنین والدین باید چگونگی یادگیری زبان را درک کنند و بدانند که در این فرآیند به دستورالعمل هایی برای تضمین آموزش زبان جذاب، فعال و تعاملی برای فرزندان شان نیاز دارند.  والدین باید اطمینان داشته باشند که هرچه بیشتر بهتر- یادگیری سه زبان امکان پذیر است.

کدام زبان برای کودک مناسب است؟

برای برخی والدین موضوع انتخاب زبان چندان مشخص نیست. کودک از همان بدو تولد صداها و زبان های اطرافش را فرا میگیرد به این ترتیب هر کودک یک شهروند جهانی است که از ظرفیت کامل و برابر برای یادگیری شش هزار زبان این سیاره برخوردار است.

نوزادان و کودکان زبانی که در اطرافشان بیان می‌شود را یاد می‌گیرند و از آنها در زندگی روزمره خود استفاده می کنند.

بنابراین نوزادان قادر به شنیدن و یادگیری هر زبانی در دنیا هستند. با این حال این توانایی در حدود ده ماهگی کم کم ناپدید می شود. از آنجا که روند تطبیق دادن به سرعت رخ می دهدو هر خانواده شرایط خاص خود را دارد تصمیم‌گیری در مورد انتخاب بهترین زبان مستلزم در نظر گرفتن پیشینه زبانی خانواده است. و با توجه به اهمیت تعامل در زبان این مرحله بسیار مهم است.

زبان از جهات بسیار امری ذاتی است درک حسی که در مورد زبان دارید اغلب نیازمند نوعی کوشش احساسی است.

حتی افراد بومی نیز می توانند در این مسیر خود را ناشی بدانند. یکی از بهترین راه ها برای اماده‌سازی و اجتناب از غافلگیری هادر نظر گرفتن محتاطانه بیشینه زبانی خانواده است. بدین معنی که بیشینه زبانی یا زندگینامه کل خانواده نه تنها پدر و مادر باید در نظر گرفته شود.

 خانواده هایی که تنها یکی از والدین به دو زبانگی مسلط اند و حرف می‌زنند چه می شوند؟

مسلم است که هر دو باید در انتخاب زبان دوم توافق کنند اما با پیشرفت کودک به مرور زمان یکی از والدین از این روند آموزشی خارج می شود ممکن است والد دیگر حس کند که در ایجاد تعامل و آموزش زبان دوم محتمل بار نامناسبی شده است. خوشبختانه والدین قادر خواهند بود در تعیین مطالب آموزشی، انتخاب برنامه ها، مربیان، پرستاران کودک، اردوهای تابستانی و هرنوع حمایت زبانی دیگر همکاری داشته باشند. والدین که به زبان دوم حرف میزنند نیز نسبت به والد دیگر که قادر به صحبت کردن نیست حساس می شود.

در برخی از خانواده ها که والد جدامانده از روند آموزشی سعی می کند زبان دوم را بیاموزد تا از این قافله عقب نماند. به هر حال در زمان انتخاب زبان دوم اندیشیدن در مورد تبعات درازمدت و سبک سنگین کردن دقیق تمامی عوامل از همان بدو امر در صورت امکان اهمیتی ویژه دارد. در اندیشیدن در مورد انتخاب زبان دوم، برای شروع بهتر است به منابع و گرایشات زبانی در خویشاوندان نزدیک و دور خود نگاهی دقیق بیندازید.

اگر نتوانید بر اساس پیشینه خانوادگی یا مهارت های زبانی خود انتخاب مشخصی داشته باشید  زبانی راانتخاب کنید که بیشترین فرصت و انگیزه برای یادگیری آن را دارید. علاوه بر منابع و فرصت ها برای یادگیری زبان در جامعه خود، دیگر عامل مهم، انگیزه یادگیری زبان های متفاوت است به عبارت دیگر تقاضا برای کدام زبان بیشتر است و یا به کدامیک بیشتر نیاز است؟ و به ویژه به کدام زبان ها در کشوربیشتر صحبت می شود؟

یادگیری زبان کاری دشوار است و وجود افراد بسیار و در حال افزایش که به زبان مورد نظر سخن می گویند می تواند بزرگترین انگیزه و مشوق برای کودکان و بزرگترها باشد.

آیا زبان اشاره کودکان می تواند زبان دوم باشد؟ 

در سال‌های اخیر کلاسهای زبان اشاره اطفال بسیار رایج شده اند. نیت و مقصود این کلاس ها نیز جالب است نوزادان ماه ها قبل  از اینکه بتوانند مهارت های حرکتی و عضلانی خود را در مسیر های صوتی که برای سخن گفتن  بدان نیاز دارند پرورش دهند مهارت های عضلانی انگشتان و دستهایشان را پرورش می‌دهند که برای اشاره کردن بدان نیاز دارند.

طرفداران زبان اشاره اطفال می گویند نوزادان می توانند با استفاده از اشارات خیلی زودتر از آنچه بتوانند زبان به سخن بگشایند و با مراقبان خود ارتباط دوطرفه ایجاد نمایند. نباید گمان کنیم که کلاسهای اشاره اطفال برای نوزادان سود چندانی در پی ندارد.

بسیاری از والدین  این کار را روشی لذت بخش و سودمند برای ارتباط برقرار کردن بیشتر با فرزند خود می یابند با آغاز صحبت کردن کودک دیگر تمایلی به استفاده از این نشانه ها نخواهند داشت و تنها در موارد بسیار نادر و خاص به طور مثال وقتی کودک زمان زیادی را با مراقبی که به طور مرتب از زبان اشاره استفاده می کند گذرانده است ممکن است مهارتهای زبان اشاره خود را بهبود بخشد.

نشانه ها باعث باهوش تر شدن اطفال یا آشنایی زودتر آنها با زبان می‌شوند.

محققین پیشنهاد می‌دهند که والدین شرایط خود را قبل از تصمیم به استفاده از زبان اشاره در نظر گرفته و شاید بهتر است از آن بگذرند.

طبق گفته های محققین مراحل رشد و تکامل مهمی همچون توانایی کنترل ماهیچه ها و یادگیری تعامل غیر کلامی قبل از زبان باز کردن نوزاد رخ می دهند بنابراین اضافه کردن امور بیشتر به این مرحله مهم به ویژه کاری که هنوز مزایای آن ثابت نشده ضروری نبوده و کودک هر زمان که آماده باشد از زبان استفاده خواهد کرد.

نکته ای که باید در نظر بگیرید این است که اگر می خواهید کودک به جز زبان مادری خود با زبان دیگری نیز آشنا شود نباید تنها به زبان اشاره کودکان بسنده کنید.

تصمیم گیری در مورد انتخاب زبان به سبک و سنگین کردن مسائل شخصی، محلی و جهانی نیاز دارد همچنین والدین زبانی را انتخاب می کنند که برایشان متناسب تر است. هر خانواده موقعیت منحصر به فردی داردو هیچ نسخه واحدی برای همه وجود ندارد کودکانی که سطح مهارت بالایی در هر دو زبان دارند از مهارت های شناختی زبانی مشابهی برخوردارند اما شواهد نشان می دهند هرچقدر دو زبان متفاوت تر باشند مزایا بیشتر است..

انتخاب کدام زبان ،انقدر اهمیت ندارد که استمرار و ممارست آن دارد.

بهترین زمان شروع آموزش زبان دوم چه وقت است؟

این موضوع که یادگیری زبان در خردسالی باعث می شود تا نسبت به فردی که زبان را در دبیرستان یا کالج آموخته لهجه بهتری داشته باشیم قطعاً درست است اما جوان‌ترها در یادگیری زبان نسبت به دیگر فرزندان بزرگتر هیچ مزیتی ندارند.

کودکان در سنین مختلف و به دلایل مختلف از جمله مسائل شخصیتی، استعدادها، هویت و سطوح رشد عاطفی و اجتماعی به یادگیری زبان فکر می‌کنند بسیاری از این مسائل خارج از حوزه کنترل والدین است. اما آگاهی از این عوامل مختلف می تواند به آنها در تصمیم گیری زود هنگام و تعیین اهداف واقع گرایانه کمک کرده و باعث تشویق و ترغیب فرزندان به روشی تاثیر پذیر و شخصی در کل فرایند یادگیری زبان دوم شود.

آیا یادگیری زبان دوم در خردسالان با روشی که بزرگسالان اتخاذ می کنند فرق دارد؟

کودکان عموما با زبانی متفاوت از بزرگترها حرف می‌زنند حال این زبان چه زبان اول باشد چه دوم. خردسالان زبانی را می‌شنوند که پردازش آن بسیار ساده تر و برای درک گفته ها سرنخ های بسیاری در اختیار ایشان باشد به علاوه آنچه کودکان لازم است تا با زبان انجام دهند نسبت به زبان پیچیده و اغلب ظریفی که بزرگسالان باید درک کنند به سطح کارآیی متفاوت تری نیاز دارد. وقتی کودک از همان آغاز کودکی یادگیری زبان دوم را شروع کند برای درک زبان و استفاده از آن بیشتر  پشتیبانی می شود.

یادگیری زبان از سن کم یک مزیت است زیرا کودکان بزرگترو نوجوانان و بزرگسالان در حین یادگیری زبان دوم خود را در معرض انتظارات بیشتر و شرایط اجتماعی پیچیده تری می بینند. اما کودکان کوچکتر اغلب با آن فشار عاطفی که بزرگترها در حین یادگیری زبان متحمل می شوند روبه رو نمی شوند.

تفاوت های مغزی: دوره های حساس و بحرانی؟

بین بزرگسالان و کودکان تفاوت‌های مغزی وجود دارد که خود باعث می شود تا تکیه کلام هرچه جوان تر بهتر در میان والدین رواج بیشتری پیدا کند.

در دهه های هفتاد میلادی بسیاری از دوره حیاتی در یادگیری زبان حرف می زدند.

دوره های حیاتی در بخش هایی از قلمرو حیوانات به طور مثال یادگیری آواز خواندن در جوجه های پرندگان مشاهده می شد.

منظور این است که یادگیری برخی مهارتها پس از اتمام یک دوره خاص از روند رشد موجود زنده ناممکن می شود فرزند انسان نیز ممکن است چنین چیزی را تجربه کند اگر وقتی خیلی کوچک هستند در معرض اطلاعات کافی زبان دوم قرار نگیرند پنجره بسته شده و نمی توانند حرف بزنندوحتی اگربعد از این مرحله در معرض زبان قرار گیرند دیگر امکان یادگیری مهارتهای پیچیده زبانی به طورکامل وجودندارد.

محققین به وجود تغییرات مغزی در طی دوران کودکی اذعان داشته و خاطر نشان می کنند که هر گونه کاهش در توانایی یادگیری زبان تدریجی است و با این که این توانایی هرگز ناپدید نمی شود اما تغییر میکند به بیان دیگر هیچ نقطه توقف کاملی وجود ندارد به ویژه وقتی انگیزه قوی و گرایشات مثبت برای یادگیری زبان دوم وجود داشته باشد. بنابراین توانایی یادگیری زبان دوم در کودکان در خردسالی تغییر می کند اما بعد از یک سن خاص هرگز ناپدید نمی شود.

کودکان با زبان چگونه برخورد می کنند؟

روش یادگیری زبان دوم در کودکان با بزرگسالان فرق دارد. علاوه بر این کودکان خود نیز در نحوه یادگیری و زمان آغاز استفاده از زبان اول با همدیگر فرق دارد مهمترین و اساسی ترین مرحله، مرحله قانون کردن کودک است( قبل از یک سالگی) سپس رسیدن به مرحله‌ کلمات تک کلمه‌ای(یک سالگی)و  دو کلمه‌ای(سن یک ونیم تا دوسالگی) در اینجا دو نکته کلیدی وجود دارد: اول اینکه درک کودکان از آن چیزی که بیان می‌کنند بیشتر است. دوم اینکه کودکان تفاوت های بسیاری دارند و برخی از کودکان اولین واژه خود را بسیار زودتر به زبان می آورند.

چه وقت می توان از فرزند خود انتظار پیشرفت در زبان را داشت ؟

اولین سالگرد تولد نوزاد می تواند شروع تولید صداهای مرتبط با معانی خاص باشد در کودکان انگلیسی زبان این واژه ها اغلب صداهایی مرتبط با تجربیات روزانه هستند. در یک و نیم تا دو سالگی کودکان وارد مرحله ای میشوند که بدان مرحله دو کلمه ای گفته می‌شود و کلمات را به هم می چسباند. در حدود دو سالگی که به جهش واژگان معروف است  کودک حدود دویست کلمه به دامنه واژگان خود می افزاید.

این مرحله بیش از آنچه به نظر می آید هیجان انگیز است. در بسیاری از کودکان دو سال و نیمگی زمان شروع ساخت عباراتی متشکل از سه واژه یا بیشتر است. از این مرحله به بعد خردسالان درک خود از قوانین دستور زبانی را افزایش داده و به واژگان خود می افزایند.

در حدود پنج سالگی اغلب کودکان در دستور زبانی که مکرراً در اطرافشان بیان می شود تسلط کامل پیدا می کنند البته ممکن است هنوز برخی مشکلات وجود داشته باشد اما این هم بخشی از فرآیند عادی یادگیری است.

بنابراین همواره این نکته را به خاطر داشته باشید  که هرگز نه بسیار دیر است  نه بسیار زود هر سنی معایب و منافع خاص خود را دارد.