طبقه بندی مدیران در سازمان (انواع مدیران و سطوح مدیریت)

مدیریت

مدیران در مقیاس خرد و کلان، اداره جوامع را بر عهده دارند. آنچه آنان انجام می دهند به طور مستقیم در کیفیت عملکرد سازمانها و جامعه تاثیرگذار است. در تعریف کلاسیک، مدیریت را فرآیندی برای دستیابی به اهداف سازمان از طریق بکارگیری منابع می دانند. مدیران نقش مهمی در تحقق اهداف سازمانها دارند و رشد سیاسی، اقتصادی و … هر جامعه در دراز مدت به شایستگی های آنان برمی گردد. شاید یکی از مهمترین فعالیت ها در زندگی اجتماعی بشر امروز را بتوان مدیریت دانست.

در عصر حاضر به مدد این فعالیت است که ماموریت ها و اهداف سازمانها تحقق می یابند، از منابع و امکانات موجود بهره برداری می شود و توانایی و استعداد انسان از قوه به فعل درمی آید. بیشتر مردم عضو یک سازمان هستند و همه سازمان ها از افراد تشکیل شده اند. افراد برای کسب نوعی مزیت مادی، شخصی و معنوی گرد هم آمده و نیروهای خود را به کار می گیرند ولی به هر حال فرض زیربنایی همه آنها مشترک است. مردم از آن جهت به سازمانها می پیوندند که معتقدند این کار موفق ترین شیوه برای دستیابی به اهدافشان است.

انواع مدیران

مدیران با توجه به نقش ها، وظایف و کارکردهایشان به دسته های مختلف تقسیم می شوند. برخی مدیران ستادی اند و نقش و وظیفه راهبردی را بر عهده دارند و برخی دیگر مدیران صف اند که وظیفه اجرایی و عملیاتی بر عهده دارند. وظایف صف در یک سازمان، وظایفی هستند که بطور مستقیم در تامین هدف های آن سازمان نقش تعیین کننده دارند. از نظر زمانی، وظایف صف زودتر نقش خود را در موفقیت سازمان نمایان می سازد.

طبقه بندی مدیران در سازمان (انواع مدیران و سطوح مدیریت)

 

از نظر فرماندهی و نظارت، واحدهای صف، بر واحدها و بخش های زیردست خود، فرماندهی و نظارت مستقیم دارند. بدین ترتیب که دستورها را صادر می کنند و گزارش کارها را نیز بطور مستقیم دریافت می دارند.

وظایف ستاد، وظایفی هستند که بطور غیرمستقیم در تامین هدف های سازمان نقش دارند بطوری که آنچه خارج از وظایف صف باشد، در چهارچوب وظایف ستاد قرار می گیرد. آثار فعالیت واحدهای ستادی، برخلاف فعالیت های صف، در درازمدت خود را نشان می دهند. واحدهای ستادی بر واحدهای صف، فرماندهی و نظارت مستقیم ندارند بلکه نظریات و پیشنهادهای آنها از طریق واحدهای صف و با رعایت سلسله مراتب ابلاغ می گردد. به بیان دیگر وظایف واحدهای صف، وظایف اجرایی است در حالی که وظایف واحدهای ستاد، مشورت، برنامه ریزی و خدمات تخصصی برای کمک به اجرای وظایف صف است.

سطوح مدیران

هر فردی در هر سطحی از سازمان که کارها را از طریق دیگران انجام می دهد، مدیر است و مدیران به طرق مختلف دسته بندی می شوند. به دلیل تفاوت چشمگیری که بین سطوح و حوزه کار مدیران است، هر مدیری با توجه به نوع کار، سطح سازمان و شرایط محیطی خود می بایست مهارت ها، وظایف و نقش های مدیریتی خاصی را از خود بروز دهد. بر این اساس مدیران برحسب نوع وظایف و فعالیت ها، در سه سطح عملیاتی، میانی و عالی طبقه بندی می شوند.طبقه بندی مدیران در سازمان (انواع مدیران و سطوح مدیریت)

مدیران عملیاتی

این مدیران به هماهنگی کارهای کسانی می پردازند که در رده مدیریت قرار ندارند. افراد این رده معمولا به نام ناظر، سرپرست و روسا یا مدیران دفتر (اداره) خوانده می شوند.

سرکارگر و سرپرست خط تولید در یک کارخانه، سرپرست فنی در یک بخش تحقیقاتی، سرپرست اداری در یک اداره بزرگ نمونه هایی از سرپرستان خط اول یا عملیاتی هستند. این پست ها اغلب اولین پست هایی هستند که به وسیله کسانی پر می شوند که از طبقه پرسنل عملیاتی وارد مدیریت می شوند.

ویژگی های مدیران عملیاتی

این مدیران زندگی کاری فعالی دارند و بیشتر وقتشان صرف کارهای جاری و آنی می شود. بررسی ها نشان می دهد که مدیران عملیاتی سرشان شلوغ است و مراجعه مکرر افراد موجب انقطاع کارشان می شود، اغلب مجبورند برای نظارت در رفت و آمد باشند، برای پرسنل خود ماموریت های کاری خاص تعیین می کنند. همچنین باید برنامه عملیاتی تفصیلی و کوتاه مدت طرح ریزی کنند.

این مدیران کسانی هستند که مستقیما تلاش های کارکنان را نظارت می کنند و در صورت نیاز به اصلاح آن می پردازند. آنان جهت دهنده به رفتار کارکنان می باشند و با گذشت زمان، موقعیت آنها از تولید کردن به نظارت کردن ارتقاء یافته است. مدیران رده پایین تقریبا همه روزه مستقیما با افراد تحت نظارت خود در تماس بوده و اصولا به دلیل موفقیت که در ایجاد ارتباط با افراد دارند، به این شغل برگزیده شده اند. آنان نه تنها با افراد زیردست خود کار می کنند بلکه با مدیران هم سطح خود که کارشان با یکدیگر در ارتباط است نیز در تماس می باشند.

 

مدیران میانی

عنوان مدیریت میانی دربرگیرنده چند سطح از سازمان می شود. مدیران رده میانی، کارها و فعالیت های مدیران رده پایین و سرپرستی کارکنان عملیاتی را بر عهده دارند. مسئولیت مدیران میانی این است که فعالیت هایی را هدایت و رهبری کنند که بدان وسیله سیاست های سازمان به اجرا درآید و بین خواست ها یا تقاضاهای مدیران رده بالاتر و ظرفیت یا توانایی کارفرمایان، نوعی تعادل و توازن برقرار کنند. آنها هماهنگ کننده کلیه فعالیت های شرکت هستند و اطلاعات را به سطوح بالا و پایین انتقال می دهند.

پردازش و انتقال اطلاعات به عنوان یک وظیفه سنتی این سطح از مدیریت می باشد. این رده از مدیریت که به طور مستقیم به مدیریت عالی گزارش می دهند، بیشتر وقت خود را به تحلیل داده ها، آماده کردن اطلاعات برای تصمیم گیری، تبدیل تصمیم های مدیریت عالی به پروژه های معین برای سرپرستان و جهت دادن به نتایج کار مدیران عملیاتی می گذارند.طبقه بندی مدیران در سازمان (انواع مدیران و سطوح مدیریت)

مدیران عالی

معمولا یک گروه کوچک از افراد، مدیریت ارشد را تشکیل می دهند. مدیرت ارشد مسئول همه کارهای مدیریت سازمان است. این افراد را مدیر اجرایی می نامند. آنها سیاست های سازمان را تدوین و مدیریت و روابط متقابل بین واحدهای سازمان و محیط را تعیین می نمایند. این گروه کوچک شامل مدیر عامل، قائم مقام و معاونین وی می باشند.

مدیری که در نقش های عملیاتی و میانی موفق بوده معمولا می تواند به مدیریت عالی راه یابد. بررسی ها نشان می دهد که بخش اعظم کار مدیران میانی از نظر پویایی و مشغله نظیر کار مدیران عملیاتی است با این تفاوت که اینان برنامه ریزی جامع و بلندمدت تری را در حوزه فعالیت گسترده تر و عوامل وضعی متنوع تری طراحی یا مورد بررسی قرار می دهند. در این سطح مدیریت راهبردی، اهداف دراز مدت و جهت کلی سازمان و چگونگی برخورد سازمان نسبت به محیط را تعیین می کند.

مدیران رده بالا برخلاف دیگر رده های مدیریتی، به غیر از صاحبان موسسات به افراد دیگری حساب پس نمی دهند. اما باید دانست که مدیران رده بالا برای رسیدن به اهداف و برنامه های خود، ناگزیر به نظارت بر کار افراد زیردست خود می باشند.

پاسخی بگذارید